بازطراحی گردشگری در عصر هوش مصنوعی و رسالت نوین دانشگاه

کامران محمدخانی، دانش آموخته دکترای گردشگری و رئیس دانشکده مدیریت و اقتصاد علوم و تحقیقات در یادداشتی در ارتباط با هوش مصنوعی و گردشگری نوشت: در عصر هوش مصنوعی، بازاندیشی در آینده گردشگری، فراتر از به‌کارگیری فناوری‌های نوین، مستلزم بازتعریف نسبت میان دانش، مهارت‌های انسانی، تجربه سفر و حکمرانی گردشگری است. دانشگاه‌ها در این میان، نقشی بنیادین در تربیت نسلی از متخصصان و مدیران آینده دارند که بتوانند با بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های فناوری، ضمن پاسخ‌گویی به تحولات پرشتاب این صنعت، اصالت فرهنگی، خلاقیت انسانی و پایداری گردشگری را پاس بدارند.

یادداشت پیش‌رو با تأکید بر ضرورت بازطراحی آموزش عالی گردشگری، به این پرسش محوری می‌پردازد که در مواجهه با هوش مصنوعی، چه قابلیت‌هایی باید در انسان تقویت شود تا آینده گردشگری، نه صرفاً هوشمندتر، بلکه انسانی‌تر، خلاقانه‌تر و پایدارتر باشد.

هوش مصنوعی، امروزه دیگر یک فناوری متعلق به آینده نیست؛ بلکه پدیده‌ای است که به‌سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از نیروهای مؤثر بر اقتصاد، کسب‌وکار و زندگی اجتماعی بشر است. در این میان، گردشگری نیز از این تحول به دور نخواهد ماند. طراحی سفر، شخصی‌سازی تجربه گردشگر، بازاریابی، مدیریت مقصد، تحلیل تقاضا، تولید محتوا و ارتباط با گردشگران، تنها بخشی از حوزه‌هایی است که تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گرفته است. اما به نظر می‌رسد پرسش اصلی گردشگری امروز نباید این باشد که «هوش مصنوعی چه کاربردی در گردشگری دارد؟»؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که اگر گردشگری را امروز و در عصر هوش مصنوعی طراحی می‌کردیم، چه چیزهایی را متفاوت می‌دیدیم؟

این تغییر پارادایم، ما را از «دیجیتالی‌سازی گردشگری» به مفهوم مهم‌تری به نام «بازطراحی گردشگری» می‌رساند. در سال‌های گذشته، بخش مهمی از تحول دیجیتال در گردشگری به الکترونیکی کردن فرایندهای موجود محدود بوده است؛ رزرو آنلاین، تبلیغات دیجیتال، اپلیکیشن‌ها و سامانه‌های اطلاعاتی.

اما دیجیتالی کردن یک فرایند لزوماً به معنای بازطراحی آن نیست. حتی ممکن است یک فرایند ناکارآمد را دیجیتالی کرده و فقط همان ناکارآمدی را با سرعت بیشتری اجرا کنیم. هوش مصنوعی با فرصت‌های متفاوتی که ایجاد کرده، ما را وادار می‌کند درباره خود فرایندها، نقش‌ها و ساختارهای موجود دوباره فکر کنیم. آیا گردشگر آینده همچنان باید خود در میان صدها گزینه جست‌وجو کند؟ آیا مقصد گردشگری فقط مجموعه‌ای از جاذبه‌هاست؟ آیا بازاریابی همچنان به معنای تلاش برای جذب گردشگر بیشتر است؟ و آیا آموزش گردشگری باید همان مهارت‌هایی را آموزش دهد که در گذشته آموزش می‌داد؟

در این میان، دانشگاه جایگاهی فراتر از تربیت نیروی انسانی دارد. اگر هوش مصنوعی منطق تولید خدمت، تصمیم‌گیری و تجربه گردشگر را تغییر می‌دهد، دانشگاه نیز باید در تولید دانش جدید، بازتعریف شایستگی‌های حرفه‌ای، طراحی راه‌حل‌های نو و سیاست‌گذاری آینده گردشگری مشارکت کند.

مسئله آموزش عالی گردشگری، امروزه، صرفاً افزودن یک درس با عنوان «هوش مصنوعی در گردشگری» به برنامه درسی نیست؛ بلکه مسئله، بازتعریف سرمایه انسانی گردشگری است. اگر هوش مصنوعی بتواند ترجمه کند، محتوا تولید کند، برنامه سفر طراحی کند، داده‌های بازار را تحلیل کند و به پرسش‌های اولیه گردشگران پاسخ دهد، ارزش برخی مهارت‌های سنتی کاهش خواهد یافت. در مقابل، تفکر تحلیلی، خلاقیت، طراحی تجربه، روایت‌گری فرهنگی، ارتباط انسانی، شناخت میان‌فرهنگی، سواد داده و توانایی همکاری با سیستم‌های هوشمند اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. از این منظر، شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های آینده آموزش گردشگری این نباشد که «چگونه به دانشجویان استفاده از AI را آموزش دهیم؟» بلکه مسئله اصلی این باشد که «کدام قابلیت‌های انسانی در عصر AI ارزشمندتر می‌شود و دانشگاه چگونه می‌تواند آن‌ها را پرورش دهد؟» این تحول، حتی مفهوم «مدیر گردشگری» را نیز تغییر خواهد داد.

مدیر آینده تنها مدیر یک سازمان نخواهد بود؛ بلکه کسی است که بتواند میان دولت، بخش خصوصی، جامعه محلی، فناوری، دانشگاه و گردشگران ارتباط برقرار نماید. او باید بتواند داده را به دانش، دانش را به تصمیم و تصمیم را به تجربه تبدیل کند. به همین دلیل، دانشگاه آینده گردشگری باید از آموزش صرفاً رشته‌ای فاصله گرفته و به سمت زیست‌بوم یادگیری میان‌رشته‌ای و مسئله‌محور حرکت کند.

در ایران، این موضوع اهمیت بیشتری دارد. چالش اصلی ما صرفاً دسترسی به فناوری نیست؛ بلکه ظرفیت نهادی برای استفاده از آن است. داده‌های گردشگری تا چه اندازه قابل اعتماد، قابل اتصال و قابل استفاده‌اند؟ چه نهادی مسئول معماری داده گردشگری کشور است؟ دانشگاه‌ها تا چه اندازه با مسائل واقعی صنعت در ارتباط‌اند؟ برنامه‌های درسی تا چه اندازه با بازار کار آینده هماهنگ است؟ و آیا میان دولت، صنعت و دانشگاه سازوکاری برای یادگیری مشترک وجود دارد؟ بنابراین، اگر قرار است برای گردشگری ایران «دستور کار هوش مصنوعی» طراحی شود، بهتر است این دستور کار صرفاً فهرستی از فناوری‌ها و سامانه‌ها نباشد؛ بلکه هم‌زمان درباره داده، حکمرانی، سرمایه انسانی، برنامه‌های درسی، پژوهش‌های مسئله‌محور و همکاری دانشگاه و صنعت تصمیم‌گیری شود.

در نهایت، هوشمند شدن گردشگری نباید به معنای حذف انسان از این صنعت باشد. گردشگری همچنان به معنای مواجهه انسان با فرهنگ، هویت، مهمان‌نوازی، تجربه زیسته و ارتباط انسان با انسان سروکار دارد. شاید یکی از اصول زندگی در آینده این باشد که کارهای ماشینی را بیشتر به ماشین بسپاریم تا فرصت بیشتری برای انجام کارهای انسانی داشته باشیم.

انتهای پیام/

کد خبر 1405071801964
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha